Unstructured Process چیست ؟

فرایند چگونگی انجام کارهاست. 

فرآیند مجموعه ای از وظایفی است که ما برای رسیدن به یک هدف انجام می دهیم. اما زمانی که شروع به نگاه کردن به بسیاری از فرآیندهای شما می کنید، متوجه خواهید شد که همه آنها یکسان نیستند. آنها در دسته های مختلف قرار دارند بعضی از ما با بیش از حد و با تغییرات کوچک و یا هیچ چیز در آنچه که ما باید انجام دهیم. جریان کار یک الگوی مجموعه ای است. ما این پروسه های ساختاری را می نامیم. این نوع فرایند این است که مردم به طور کلی زمانی معنی می دهند که در مورد فرایند کسب و کار صحبت می کنند. 

باز کردن حساب بانکی جدید یک فرآیند ساختار یافته است. بنابراین یک کارت اعتباری جایگزین صادر می کند. این نوع فرایند هدف مشخص تلاشهای بهبود است. چرا نمی خواهید فرآیندی را که شما از آن استفاده می کنید را بهبود ببخشید؟

مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) ابزار مناسب برای طراحی و مدیریت فرآیندهای مانند این است. نظریه BPM در تولیدات، به ویژه در خط مونتاژ، ریشه دارد. فرایند نزدیک تر به نظر می رسد چیزی است که شما می توانید در 'خط مونتاژ اطلاعات' تصور کنید، بیشتر احتمال دارد که یک نامزد مناسب برای این روش باشد.

همه فرآیندهای کسب و کار قابل پیش بینی نیست. 

گاهی اوقات الگوی دیگری وجود ندارد. این نوع فرآیند به راحتی قابل تشخیص است: 

مسیر روند بستگی به نتایج در طول مسیر دارد. فعالیت های مورد نیاز برای تکمیل آنها را نمی توان پیش بینی کرد. آنها به ندرت اتفاق می افتند و گاهی اوقات فقط یک بار. ما هرگز به این فرآیندها فکر نمی کنیم. همه، فقط 'کار' است. با این وجود، اگر چه ما نمی توانیم یک فرآیند را پیش ببریم، اما ا�� یک طرف آن را دنبال می کنیم. ما می توانیم بعد از اتمام کامل بررسی کنیم و مسیر روند را دنبال کنیم. اما ما نمی توانستیم قبل از آن برنامه ریزی کنیم. 

بعضی افراد این را به عنوان فرایندهای غیر رسمی، فرآیندهای ad hoc و یا فرآیندهای پیچیده ارجاع می دهند. اما به طور کلی توافق شده فرآیندهای غیر ساختاری است. تصمیم گیری در مورد اینکه آیا شما باید وارد بازار جدید شوید فرآیند کسب و کار بدون ساختار است. بنابراین یک وب سایت ایجاد می کند. در حقیقت، معلوم می شود که کارهای خلاق و مهم زیادی در سازمان ها بی نظم است.

چرا BPM با فرآیندهای غیر ساختاری کمک نمی کند؟ BPM نیاز به یک الگو برای کار با. کل ایده پشت BPM این است که برنامه ریزی کند چه اتفاقی می افتد. اما نمیتوانید چیزهایی را که نمی توانید پیش بینی کنید برنامه ریزی کنید. شما نمی توانید یک گردش کار را برای یک فرآیند که مسیر ناشناخته را دنبال می کند طراحی کنید. BPM هیچ کمکی به فرایندهای کسب و کار بدون ساختار ندارد. مدیریت پروژه کلاسیک نیز نیست. این نیز به توانایی برنامه ریزی نتیجه بستگی دارد. ما به یک رویکرد متفاوت نیاز داریم.

کار بیشتر از آنچه ما متوجه است ساختار نیست. ما مردم را برای استفاده از عقل خود به جای دست آنها استخدام می کنیم. ما می خواهیم آنها از مهارت و تجربه خود برای ایجاد ارزش استفاده کنند. کار خلاق مانند این است که عمدتا بدون ساختار است. 

زمان بیشتری را که ما میفهمیم، صرف شده است. مردم می توانند بیش از نیمی از زمان خود را صرف کار بر روی فرایندهای غیر ساختاری کنند. اغلب این واقعیت است که کارمندان ما بیشتر پرداخت می شوند و مهارت دارند، بیشتر آنها در فرایندهای غیر ساختاری دخیل هستند. اگر آنها فقط وظایف معمول را انجام می دادند، نمی خواهیم آنها بسیار ماهر و گران باشند. 

ما می توانیم در مورد فرایندهای کسب و کار بدون ساختار کار کنیم؟ 

ما می دانیم که آنها مهم هستند و ما می دانیم که BPM کمک نمی کند. چه کاری می توانیم انجام دهیم تا کارها را کارآمدتر کنیم؟ 

برخی از سازمان ها راه هایی برای مدیریت و بهبود فرایندهای کسب و کار بدون ساختار پیدا می کنند. در ریشه، راه حل نهفته در رشته و رفتار فرایند است. انضباط فرآيند، زيرا کار گروهي زيادي را براي مديريت چيزهايي که قبلا در پيش نيافتيد انجام ميدهد. رفتار به دلیل آن است که نوع خاصی از فرهنگ سازمان را به اندازه کافی انعطاف پذیر برای مقابله با غیر منتظره طول می کشد.

چرخه رشد و افول فناوری دیجیتال ارتباطات 2018

با استفاده از مدل چرخه شبیه سازی شده توسط شرکت تحلیل گر، گارتنر، من توسعه یافته آنچه که من نامیده شده است، چرخه ارتباطات دیجیتال ارتباطات. 

این هدف به نمایش گذاشتن فن آوری هایی که در ارتباطات هستند بیشتر از این است و هر کدام از آنها در منحنی پذیرش است. 

این شامل تکنولوژی، ابزار و سیستم عامل های نوظهور در ارتباطات دیجیتال و مکان فعلی آنها در اکوسیستم است. 

استفاده از فناوری ارتباطات اغلب سیکل است. امروزه کار ممکن است سال آینده کار نکند و بالعکس. به عبارت دیگر، آن را در وضعیت ثابت از شار است. 

دوره ارتباطات دیجیتال ارتباطی هیچ ارتباطی با Gartner Inc ندارد و هیچ ارتباطی با شرکت ندارم. مدل چرخه تحریک شده صرفا برای اهداف تصویرسازی استفاده شده است. 

Caveat: این یک منطقه بسیار ذهنی است و نرخ پذیرش متفاوت است بسته به صنعت و شرکت. من هیچ ادعایی در مورد دقت آن ندارم. 

شما می توانید نمودار زیر را پیدا کنید و در زیر آن تفسیر کوتاه من در مورد هر یک است. هر گونه بازخورد، خوب و عقب، قدردانی می شود.

AI, AR and VR: آگهی های تبلیغاتی ساختمان هستند، اما آنها فناوری هایی هستند که به سختی در حال استفاده هستند.
Chatbots: فقط در حال حاضر ما شروع به درک چگونگی کمک به ما برای برقراری ارتباط.
Amazon Echo: جستجوی صوتی انتظار می رود اما هنوز راهی برای رفتن وجود دارد.
Messenger and Whatsapp: هر دو متعلق به فیس بوک و به طور کلی استفاده شده توسط میلیاردها، اما در یک زمینه ارتباطات کسب و کار استفاده از آنها نسبتا ناشناخته است.
Push Notifications: هر وب سایت ای که در این روزها (از جمله این) می نشینید از آنها استفاده می کند و در حال حاضر آنها جدید و رمان است اما مردم از آنها خسته می شوند.
Influencer Marketing: سر و صدا در اطراف بازاریابی اثرگذار بزرگ است، اما در حال حاضر ما شروع به دیدن علائم جعلی نفوذ و پیامدهای اخلاقی از چگونگی مارک ها باید با سازندگان محتوا کار می کنند.
Custom Audiences: یکی از دقیق ترین شیوه های هدفمند کردن افراد صحیح از طریق تبلیغات، اما چه مدت قبل از اینکه کاربران از آنها خسته شوند؟
Live Video: فیس بوک آن را به سختی فشار می دهد و هر زمانی که یکی از دوستانتان به زندگی شما می آید، به شما اطلاع می دهد.  مشکل این است که شرایط محدودی وجود دارد که ویدئو زنده بهتر از پیش ضبط شده است.
Growth Hacking: 'هکرها رشد بازاریابان جدید هستند' برخی اعلام می کنند و در حالی که آنها دارای مهارت های فنی و داده ای است که بیشتر مردم comms را به شرمندگی، اغلب از تجربه متخصصان comms چاشنی.
Social Video: چند سال پیش، مارک زوکربرگ گفت که بیشتر فیس بوک در آینده ویدیو خواهد بود.  حرکت های اخیر توسط شرکت نشان می دهد در غیر این صورت و در حالی که ویدئو بزرگ است، مصرف کنندگان هنوز هم با استفاده از انواع دیگر ارتباط مانند خواندن لذت بردن از.
Facebook Groups: فیس بوک به طور فعال مردم را تشویق می کند تا جوامع خود را با استفاده از گروه های داخل پلتفرم ایجاد کنند. چه اتفاقی می افتد وقتی که آنها شروع به اتهام دارندگان گروه برای رسیدن به جامعه که زمان و تلاش خود را صرف ساخت و ساز کرده اند؟  ما پیش از این با صفحات فیس بوک بوده ایم.
Paid Social: فیس بوک در سال گذشته از موجودی آگهی استفاده کرد که تنها به معنای یک چیز است.  قیمت ها افزایش خواهد یافت و انتظار می رود در آینده بیشتر به آن پرداخت.
Instagram: عزیزم از رسانه های اجتماعی از سال 2016 و محل مورد نظر اگر شما می خواهید به عنوان یک رسانه تاثیرگذار رسانه ای باشد، اما برای چه مدت؟ هجوم نفوذ کنندگان جعلی و بدترین سکوی اجتماعی برای جوانان و مسائل بهداشت روانی.  چه چیزی احتمالا می تواند اشتباه برود؟
Ephemeral Content: یکی از مزایای ایجاد محتوا برای رسانه های اجتماعی این است که می تواند 'همیشه سبز' باشد به این معنا که می توان آن را دوباره و دوباره استفاده کرد.  ایجاد محتوا برای داستان های اینستاگرام یا اسنپ چت می تواند ساعت ها طول بکشد که در طی یک روز منجر به ROI مشکوک می شود.
 Community Management: افراد ممکن است کمی ترس از نام تجاری در توییتر و در حالی که خدمات مشتری در اجتماعی برای برخی از شرکت ها می تواند ما می گویند همان برای مدیریت جامعه حیاتی است؟
YouTube: جامعه یوونتوسی با سازندگان A-lister آشنا شده است که برای ایجاد ویدیوهای بحث انگیز و دیگر YouTubers که زمانی از سایت درآمد کسب کرده بودند، در حال از دست دادن است.  آینده ی دراز مدت برای یوتیلی روشن است، اما یک مسیر کوتاه و کوتاه در پیش رو وجود دارد.
Content Automation: محتوای پوسته پوسته شدن سخت است و به ویژه در محیطی که مردم می خواهند شخصی تر شوند.  اتوماسیون محتوا مفید است، اما دارای نقص های آن است و ما شروع به دیدن آن هستیم.
Podcasts: ما در دوره دوم پادکست قرار داریم (اولین کسی که در وسط noughties است) و هر کس آنها را ایجاد و در آن مشکل دروغ است.  بیش از حد اشباع نمایش های پادکست و شنوندگان کافی نیست.
Viral Content: 'رفتن ویروسی' در این دوران پس از کلیک کردن سخت تر است؛ جایی که شبکه های اجتماعی ترجیح می دهند شما را در سیستم عامل خود بماند تا به ترک و رفتن به سایت شخصی دیگر.
Snapchat: از زمانی که Instagram Snapchat را کپی کرد، کاربران آن را تکان دادند.  این یک روند است که به نظر می رسد مجموعه ای به ادامه و هنوز مشخص نیست که آیا Snapchat در بلند مدت زنده ماندن.
Social Analytics: گزارش به منظور گزارش در شرکت هایی که قادر به واکنش سریع به داده ها نیست، یک روش بی اثر برای استفاده از زمان است.
Influencer Relations: بازاریابی اثرگذار به عنوان (پرداخت شده) رو به رشد (به دست آمده) روابط انفجاری خواهد افتاد. چرا؟  از آنجا که نفوذگران متوجه خواهند شد که می توانند هزینه های سرپایی خنثی خود را برای کار خود بپردازند.
Facebook Pages : هنگامی که میزان آلودگی به صفر رسید، برخی از صاحبان صفحه ها ارزش صفحه خود را مورد سوال قرار می دهند.  انتظار می رود سازمان های کمتر از همه متمرکز بر صفحه فیس بوک خود.
Email Newsletter: نرخ باز در خبرنامه ها بی رحم است و نرخ کلیک حتی بدتر است.  ایمیل های زیادی وجود دارد که پرواز می کنند و زمان کافی برای خواندن آنها نیست.
Content Marketing: افراد با محتوای خسته می شوند و بعلاوه برخی از بازاریابان محتوا سؤال می کنند که تا چه اندازه بر روی کارهایشان تاثیر می گذارد
  Google+: آیا هنوز ادامه دارد؟
Politics in social : با توجه به رویدادهای اخیر، مردم در خدمت تغذیه با سیاست هستند و به طور کامل تنظیم می شوند.  انتظار می رود کسانی که می خواهند در بحث سیاسی شرکت کنند، این کار را در فضاهای و سیستم عامل هایی انجام می دهند که مناسب تر است.

Twitter: این در سالهای اخیر خشنی بوده است، اما توییتر به نظر میرسد که با سهم اول خود سودآور و ویژگیهای جدید مانند محدودیت 280 کاراکتر که به نظر میرسد کاربران آن را دوست دارند. 

Dissemination of Factual News: خبر جعلی در ماه های اخیر در اطراف ما بوده است و اینکه آیا شما به رئیس جمهور ایالات متحده اعتقاد دارید یا خیر، تعریف ما از آنچه جعلی است و چه چیزی غالبا بر اساس اعتقادات پیش بینی شده ما است. 

Native Advertising: زمان�� که به عنوان نجات دهنده تبلیغات شناخته شد تا زمانی که مردم متوجه شدند که مقیاس پذیر نیست. اما زمانی که یک نام تجاری می تواند بخشی از داستان باشد، هنوز یک راه قدرتمند برای تبلیغ است. 

SEO: SEOیک بازی دراز مدت است و در سال های اخیر صندلی عقب را به رسانه های اجتماعی مورد علاقه و فوری تر گرفته است. این شروع به تغییر است با این حال به عنوان متخصصان ارتباطات درک می کنند که SEO خوب می تواند سالها بر خلاف اجتماعی که سریع است، ادامه یابد. 

Webinars: به مرگ آنها پایان یافته است، اما در حال حاضر به طور واقعی به عنوان تکنولوژی پیشرفت می کند و تاکید بیشتر بر روی محتوا قرار می گیرد. 

ROI of Social: یکبار دیگر، همه چیز در مورد معیارهای حیرت انگیز، مانند پیروی و شمارش هواداران بود. این تغییر با توجه به تمرکز کامل بر اهداف کسب و کار، به عنوان باید باشد. 

LinkedIn: برای اکثر مردم LinkedIn چیزی بیش از یک رزومه آنلاین شکوهمند نبود. در حال حاضر، با این حال، این یک پلت فرم شبکه قدرتمند (و تنها) است که می تواند شما را به یک شغل جدید هدایت کند و با چند کلیک، شما را با مشتریان و تامین کنندگان جدید مرتبط سازد. 

سیم: آیا می خواهید اطمینان دهید که مطبوعات خود را به تمام رسانه های آنلاین مربوطه ارسال می شود؟ از سیم استفاده کن 

Corporate blogging: در عصر زمانی که شبکه های اجتماعی می آیند و بر می گردند، وبلاگ نویسی زمان آزمون را سپری کرده است. اگر امروز بلاگ شرکتی را شروع میکنید متوجه میشوید که هنوز ده سال است که هنوز هم می تواند باشد. آیا می توانید همین را در مورد هر شبکه اجتماعی بگویید؟ 

Mobile: ما در جهان اول تلفن همراه زندگی می کنیم. همه چیزهایی که ما به صورت آنلاین انجام می دهیم باید از دیدگاه تلفن همراه اول و مهم تر در نظر گرفته شود. بیشتر در B2C، اما به طور فزاینده در B2B نیز.

جایگاه BPMS در hype cycle

'چرخه تکامل' ابزار گرافیکی است که توسط محققان گارتنر مورد استفاده قرار می گیرد تا بلوغ و پذیرش تکنولوژی را در زمینه های مختلف فناوری نشان دهد. 
هر تکنولوژی جدید از طریق 'چرخه پروتکل ارتباطی' می رود، که تکامل مشخصی از علاقه و انتظارات بازار در طول زمان است.

چرخه تکامل فناوری BPM در سال 2014 چگونه بوده است؟ 

در این سال، Gartner تکنیک های BPM را ، با استفاده از چرخه Hype برای ارائه بینش وسیعتر و پیش بینی آینده این تکنیک بررسی کرد

از تجزیه و تحلیل به نظر می رسد که رشته های BPM و استانداردها در حال حاضر به خوبی شناخته شده و توسط شرکت (رسیدن به 'Plateau بهره وری') به تصویب رسید و تبدیل شدن به جریان اصلی (در سراسر جهان شناخته شده و استفاده می شود سازمان های سراسر جهان). منحنی فوقانی، به نام اوج انتظارات، نشان می دهد که کنجکاوی زیادی در مورد موضوعاتی مانند 'پیشرفته تجزیه و تحلیل فرآیند کسب و کار' و 'BPM برای خدمات و پشتیبانی مشتری' با بسیاری از انتظارات مربوطه وجود دارد.

WebRatio کجاست؟ 
WebRatio بر تکامل پلتفرم WebRatio متمرکز شده است. ما یک نسخه ابر را ایجاد کرده ایم که گارتنر آن را تجزیه و تحلیل کرده و به عنوان یک راه حل 'bpmPaaS' و 'middleware به عنوان یک سرویس' شناخته شده است. سیستم عامل bpmPaaS برای ساخت، اجرا، مدیریت و بهبود فرآیندهای کسب و کار و نیز توسعه برنامه های انعطاف پذیر استفاده می شود که می تواند برای پردازش تغییرات و نیازهای بازار در یک زمان بسیار کوتاه، سازگار باشد.

از دیدگاه گارتنر، در 12 ماه گذشته، علاقه به bpmPaaS مطابق با 'بالاترین انتظارات متفاوتی' مطرح شد و تبدیل به یک تکنولوژی اصلی اولیه شد که در حال تبدیل به استفاده ثابت از سوی شرکت ها است (نگاه کنید به شکل 2). 

Gartner همچنین بیان می کند که مزایای استفاده از bpmPaaS بسیار زیاد است و bpmPaaS اکنون 20 تا 50 درصد از مخاطبان مورد استفاده قرار می گیرد. گارتنر پیش بینی می کند که راه حل های bpmPaaS به مدت 5 سال به سطح تولید پایدار خود (Plateau Productivity) و حداکثر انتشار (تبدیل شدن به جریان اصلی) برسد.

هنگامی که از bpmPaaS استفاده می کنید، و تاثیرات تجاری چه تاثیری دارد؟ 

به گفته میشل کانترا، تحلیلگر و پژوهشگر گارتنر، سازمانها می توانند bpmPaaS را بهپیاده سازی پروژه های آزمایشی که از راه حل موضعی آغاز می شوند، اتخاذ کنند. 

توسعه و تست محیط برای صرفه جویی در هزینه های سرمایه در نرم افزار و سخت افزار؛ 

تقاضای غیرقابل پیش بینی با گزینه های استقرار کششی (شما می توانید در هر زمان مستقر کنید و فضای موجود برای برنامه می تواند بسته به درخواست افزایش یا کاهش یابد)؛ 

به سرعت برنامه های انعطاف پذیر جدیدی را برای تمایز، نوآوری یا گسترش سیستم ها و خدمات خود بکشید؛ 

ارائه یک پلتفرم توسعه آسان برای استفاده برای فناوری اطلاعات و یا حتی غیر فناوری اطلاعات افرادی که می خواهند زندگی خود را به ایده های خود در مورد ساخت برنامه های کاربردی وب و موبایل. 

از نقطه نظر تجاری، bpmPaaS سرعت توسعه راه حل را افزایش می دهد، به شرکت ها کمک می کند دوباره و دیجیتال کردن فرآیندهای دستی قبلی. این، به طور تصادفی، وعده Platform WebRatio است.

hype cycle فناوری های نو ظهور در 10 سال آینده

رشد و توسعه فناوری‌های نوپدید طی ده سال آینده چگونه است؟

گزارش شرکت گارتنر نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی و واقعیت مجازی بیشترین رشد را طی یک دهه آینده خواهند داشت در حالی که رابط‌های مغز و کامپیوتر و محاسبات کوانتومی بیش از ده سال زمان برای پذیرش نیاز دارند. الکترونیک مبتنی بر نانولوله‌ها و سخت‌افزارهای نرومورفیک بین 5 تا 10 سال آینده مورد پذیرش قرار می‌گیرند.

به گزارش سایت فناوری های همگرا شرکت گارتنر در حوزه آنالیز فناوری در جهان پیشرو است. این شرکت اخیرا به ارائه روندهای اصلی که روی کسب و کار دیجیتال طی یک دهه آینده تاثیر می‌گذارند، پرداخته و گزارشی با عنوان The Hype Cycle for Emerging Technologies 2017 را منتشر کرده است.

در این گزارش اطلاعاتی درباره فناوری‌هایی که اخیرا متولد شده‌اند و فناوری‌هایی که به زودی تاثیر شگرفی روی زندگی ما خواهند گذاشت مطالبی درج شده است. برای ارائه این اطلاعات، بیش از 2000 شرکت مختلف مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.

در این گزارش، بلک‌چین به عنوان فناوری رایج طی 5 تا 10 سال آینده معرفی می شود در حالی که فناوری‌هایی نظیر Serverless PaaS, Augmented Data Discovery و Edge Computing بین دو تا 5 سال آینده هایپ خواهند بود.

برای صاحبان کسب و کار که علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری هستند حوزه‌های زیر به عنوان حوزه‌هایی با رشد بسیار بالا طی 10 سال آینده معرفی می‌شوند که به خوبی از سوی مخاطب پذیرفته خواهند شد:

1- هوش مصنوعی: هوش مصنوعی بیشترین رشد را در میان فناوری‌ها طی یک دهه آینده خواهد داشت. این فناوری موجب قدرتمندتر شدن کامپیوترهای و تحلیل بهتر داده‌ها خواهد شد. از هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد شبکه‌های نرونی نیز استفاده خواهد شد. خودروهای خودران، محاسبات شناختی، رابط‌های کلامی، یادگیری عمیق و غبار هوشمند از جمله فناوری‌های کلیدی در این بخش هستند.

2- واقعیت مجازی: شرکت‌هایی نظیر فیس‌بوک، اپل، ماکروسافت و سامسونگ در حال کار روی فناوری واقعیت مجازی هستند. این فناوری به زودی شاهد رشد و تحول قابل توجهی خواهد شد و شرکت‌هایی که از این فناوری بهره‌مند هستند از مزیت رقابت‌پذیری بیشتری در بازار برخوردار خواهند بود.

3- نسل پنجم پلت‌فورم‌های دیجیتال: زیرساخت‌های IT با سرعت در حال تغییر است. برای مثال بلک‌چین امکان داد و ستد را در دنیای دیجیتال متفاوت با قواعد رایج، فراهم کرده است.

این گزارش نشان می‌دهد که الکترونیک مبتنی بر نانولوله‌ها و سخت‌افزارهای نرومورفیک بین 5 تا 10 سال آینده مورد پذیرش قرار می‌گیرد اما رابط‌های مغز و کامپیوتر به همراه محاسبات کوانتومی بیش از 10 سال برای پذیرش زمان نیاز دارند.

بررسی روند تکنولوژی BPM در سال 2018

صنعت BPM با رشد 2 رقمی سال 2017 را سپری کرد بسته به نوع نیاز های شرکت پردازش و مدیریت بهینه سازی , بهبود , حکومت , مدیریت ریسک , انطباق قانونی , هزینه ذخیره سازی , تجربه مشتری , همکاری تجاری و ابتکارات تحول را ادامه میدهد.

با مهم شدن استفاده از BPM در سازمان ها مسلما رشد این تکنولوژی در 2018 بهتر نیز میشود.

ولی این تحول تا کجا ادامه میابد , آنالیزهای اطلاعاتی کجا قطعیت میابند , و تا کجا مهارت و انعطافپذیری برای نیاز های کاربر لازم الجرا می شود. اینها همه دلایل نیاز بیشتر سازمان ها در سال 2018 هستند.

واقعیت حقیقی از پردازش خودکار شرو�� تغییر با ورودی های درهم گسیخته و هوشمند تر شدن تکنولوژی های درج کردن این ورودی ها به یک BPM است. احتمالا موج بعدی اختلال باعث چابکی و بهره وری در شرکت های دیجیتال و به پیشرفت های بزرگی در تمام سازمان ها می انجامد.

10 گرایش محتمل در سال 2018 برای صنعت BPM

1- استفاده از هوش مصنوعی (در هر بخشی از BPM)

نرم افزار های AI یا Artificial Intelligence در صورتی که در BPM استفاده شوند میتوانند احساس و امکان وقوع را در دیتای سازمان نیافته به یک خروجی سازمان یافته و قابل درک تبدیل کنند.

یادگیری ماشین Machine Learning و یادگیری عمقی Deep Learning نتایج یک سیستم یادگیری مستمر بدین گونه است که اطلاعات مختلف را از یک چرخه کاری workflow در حین پردازش کرده و یک به یک با بالابردن کارایی فرایند ها و اثربخشی محسوس آنرا اجرا میکند.

اجرای خودکار از سیستم های شناختی , عملکردی بر حسب انتخاب های صحیح بر اساس آنالیز های قبلی خود دارد.

2- استفاده از IOT یا Internet of things

IoT نیازمند یک فعالسازی خودکار از پردازش ها و دستورات و پاسخ به اطلاعات یک سنسور از اشیا مرتبط است. ویا به صورت پیش بینی شده (بر حسب وضعیت) یک دستور به اشیاء هوشمند برای انجام در زمان مشخص ارسال میکند.

BPM میتواند تمامی نمونه های پردازشی مورد نیاز برای پردازش را برای مدیریت یک رویداد توسط سنسور ها را در لحظه منظم کند همچنین می تواند تمام ردیابی ها را ذخیره کند.

3- اتوماسیون فرایند رباتیک RPA یا Robotic Process Automation

برای خودکار کردن فرایند های کسب و کار تکراری و قوانینی که نیاز به مداخله انسان ندارد کاربرد دارد.

در چرخه پردازشی BPM برخی از دستورات به صورت اتوماتیک توسط ربات ها (نرم افزار های ربات) که وظایف یک کارمند را بر روی دسکتاپ کامپیوترش برای پردازش عملیات های پیچیده مانند یک انسان به عهده میگیرد. این روش بدون خطا انجام شده و به کارمندان فرصت انجام وظایف کاری مهمتر را میدهد.

4- ماموریت مجازی هدفمند Targeted Virtual Assistants

یک روند است که عملکرد فرایند های کسب و کار در BPM را بهبود می بخشد.

اجرای وظیفه کاربر با گوشی های هوشمند نیاز به یک رابط کاربری جدید و مکالمه هوشمند مبتنی بر زبان قابل فهم است. دستیار شخصی مجازی به طور فزاینده ای به عنوان واسطه میان انسان ها , اشیاء و موتور BPM ارزشمندتر خواهند شد.

5- پشتیبانی از رویداد در لحظه Near Real-Time Event Processing Support

این برای کاراموزان BPM مهم است تا بهره وری عملیاتی بهتر فراهم شود. درک وقایع و محرک ها می تواند الگوهای رفتار خاصی را تعیین کند که به نوبه خود می تواند برای شناسایی مشکلات یا فرصتی برای تغییر باشد. ابتکارات BPM جمع آوری توانایی های اصلی BPM را با عناصر پلتفرم تکمیلی شامل پردازش رویداد ها , مدیریت تصمیم گیری عملیاتی , تجزیه و تحلیل پیش بینی های لحظه ای افزایش می دهد.

 6- مدریریت موارد انطباق پذیر Adaptive Case Management - ACM

در BPM این مورد برای فرایند های غیر ساختاری و غیر قابل پیش بینی مورد نیاز است که به صورت حرفه ای نمی توان مسیر دقیق وظایف و فعالیت ها را مشخص کرد. تمرکز BPM نه تنها به فرایند های ساختاری هدایت میشود, بلکه بسیاری از کارکنان زمان زیادی را صرف پاسخگویی به الگو های کاری غیر ساختاری و غیر قابل پیش بینی میکنند. اتوماتیک کردن این چنین فرایند ها دشوار است زیرا لازم است تا به هر رویدادی که پیش می آید تا زمان حل شدن به موقع پاسخ دهد. در فرایند های غیر ساختاری , نقطه پایانی شناخته شده است , اما راه رسیدن به نتیجه نهایی توسط هر مرحله / نشانه MileStone در مدیریت مسئله تعیین میشود. هر مورد به دنبال یک دنباله خاص از فعالیت ها و نتایج از پیش تعریف شده است؛ از این رو، برای حل این فرآیندهای غیر ساختاری و غیر قابل پیش بینی، سیستم های ACM اعمال می شود و این قابلیت توسط تولید کنندگان اصلی سیستم های BPM (معمولا در BPMS به نام Intelligence BPMS شناخته میشوند) گنجانده شده است. بقیه تولیدکنندگان پیشنهاد بهتری خود را برای رقابت آماده می کنند.

7- فرایند کاوی یا Process Mining شروعی به رها شدن در جهان کسب و کار خواهد بود

 در حال حاضر شرکت ها توجهی به فرایند کاوی ندارند، با این حال دانشگاه ها در حال بررسی پتانسیل های بزرگ این فرایند و استفاده از آن برای پروژه های خاص هستند. سازمانها زمان زیادی را برای فرایندهای مدل سازی صرف می کنند، زیرا نمی توانند درک اطلاعاتی از چگونگی روند AS-IS داشته باشند. تکنیک های استخراج فرایندها به یک واسط اجازه می دهد تا اطلاعات را از رخدادها و لاگهای تراکنش استخراج کند و مدل هایی را که پروسه ها را توصیف می کنند را کشف کند. بنابراین زمان لازم برای مدل سازی یک فرایند را کاهش می دهد و سپس در BPM بهینه سازی و خودکار سازی اعمال می شود.

8- افزایش تقاضای بستر BPM برای Low-Code با توجه به دگرگونی دیجیتال

 سازمانها در حال حاضر خواستار یک فرایند کاملا خودکار (خلبان) هستند که بتواند در چند روز به طور عالی شخصی سازی و همچنین به طور کامل با فرایندهای شرکت سازگار شود. تکامل از BPM به Low-Code چند سال است که در حال اجرا است. در سال 2018، بسیاری از فروشندگان BPM سنتی محصولات BPM خود را برای ارائه پلت فرم low-code متمرکز بر فرآیند بروز رسانی خواهند کرد.

9- تجربه عالی کاربر با واقعیت مجازی / واقعیت افزوده / واقعیت مختلط Virtual Reality / Augmented Reality / Mixed Reality 

ابتکارات BPM بزودی واقعیت مجازی (محیط 3D)، واقعیت افزوده (استفاده در زمان واقعی از داده های مجتمع شده با اشیاء واقعی) و واقعیت های پیچیده (گسترش جهان فیزیکی - لمسی و صدا) برای افزایش بهره وری کارکنان را آغاز میکند و امکان استفاده از آنها برای ارتقاء طراحی، آموزش، تجسم و ارائه اطلاعات بدون استفاده از دست در هنگام اجرای هرگونه فرآیند کسب و کار را ایجاد میکند.

10- افزودن پیش بینی و تجزیه و تحلیل پیشگویانه به یک فرایند برای هدایت اعمال خودگردان

پیش بینی و تجزیه و تحلیل پیشگویانه اجازه می دهد تا تشخیص حجم داده های بزرگ (داده های بزرگ)، پردازش زبان طبیعی (NLP)، تجزیه و تحلیل محتوا و تجزیه و تحلیل فعال برای نظارت بر روند فعالیت ها، تجزیه و تحلیل فعالیت ها و تغییرات در اطراف فرآیندها مطابق با KPI و اهداف استراتژیک است. تجزیه و تحلیل پیشرفته با استفاده از یادگیری ماشین به کار می رود تا کارکنان بتوانند زمان کمتری برای کاوش داده ها و وقت بیشتری را برای درک مناسب برای انجام فعالیت تجاری در نظر بگیرند.

 
پیشنهادی برای برنامه ریزی استراتژی BPM شما برای سال 2018
در ماه های آینده، بسیاری از فروشندگان BPM در مورد چالش ها و فرصت های مربوط به تغییر در جهت استفاده از تکنولوژی های AI در BPM صحبت خواهند کرد. AI شروع به نقشی کلیدی در تحولات دیجیتالی در همه سازمان ها خواهد کرد و BPM یک اختلال جدید را از پاگذاری به عرصه یادگیری ماشین و ویژگی های جدید AI مشاهده می کند.
برای اغلب شرکت ها، این روند صنعت BPM به این معنی است که این لحظه ای است که سازمان ها باید با استراتژی دیجیتال خود روبرو شوند و شروع به استفاده گسترده تر کنند. نوآوری دیجیتال در شرکت ها نیازمند بررسی تمامی فرآیندهای فعلی است تا تغییرات لازم را برای دستیابی به اهداف دیجیتال و شرکتی برای BPM خود در سال 2018 انجام دهند. نظم و تکنولوژی نقش مهمی در کارهای آینده ایفا خواهد کرد.
ترجمه : علی حریریان
 

استاندارد DMN چیست؟

استاندارد DMN چیست؟

استاندارد بعدی که به طور مختصر راجع به آن صحبت می کنیم DMN یا مدل تصمیم گیری است. در این مدل نیز شما با نمادهای بصری سر و کار دارید که به شما نشان می دهد برای داشتن یک تصمیم منطقی به چه چیزهایی احتیاج دارید. با استفاده از این مدل شما تصمیمی دقیق خواهید گرفت. نسخه ی ۱٫۱ DMN و نسخه ی بتای آن در وب سایت OMG موجود است.

در این قسمت نیز نمادهای ساده ای داریم که در درک نمودار به ما کمک می کند. مربع به معنی تصمیم است. ورودی یک بیضی است. مدل دانش کسب و کار مستطیل است. منبع دانش که منابع مورد اعتماد دانش ما برای تصمیم گیری درآن قرار دارد یک چهارضلعی با یک ضلع زاویه دار است. اطلاعات مورد نیاز یک فلش است. دانش مورد نیاز خط چین با یک فلش جهت دار است. یک خط چین با یک نقطه در انتهایش نماد اختیارات مورد نیاز است.

با هم یک مثال را بررسی می کنیم. در اینجا یک نمودار ساده ی DMN را مشاهده می کنید. در بالای نمودار تصمیم مورد نظر را می بینید. همان طور که مشاهده می کنید برای تصمیم گیری به اطلاعاتی نیاز داریم که خود نیازمند یک تصمیم دیگر است و خود به یک ورودی بر پایه ی دانش اختیاری نیاز دارد که می تواند یک قانون یا یک روش خاص در درون سازمان یا منبعی برای تصمیم گیری باشد.

در اینجا شما نحوه ی تصمیم گیری را مشاهده می کنید. همانطور که مشاهده می کنید تصمیم اصلی بر مبنای تصمیمی دیگر است که خود آن تصمیم بر اساس دو ورودی گرفته می شود که یکی از این ورودی ها قانونی خاص دارد که ما باید آن را رعایت کنیم.

در قسمت دیگر یک تصمیم گیری منطقی را مشاهده می کنید که تصمیم سطح دوم است و ما آن را بر روی یک جدول تصمیم گیری توضیح داده ایم که در آن منطق دقیق تصمیم گیری به طور کامل توضیح داده شده است. شما به سادگی می توانید جدول را بخوانید. هر نقش به عنوان یک قاعده و هر ستون به عنوان یک ورودی دیده می شود و سپس شما خروجی را مشاهده می کنید. بنابراین اساسا می توان گفت که اگر ورودی ۱ درست است، ورودی ۲ نیز درست است و در نتیجه خروجی و بقیه ی موارد نیز درست است. حالا شما می توانید جداول پیچیده تری از تصمیمات منطقی را نیز بخوانید.

DMN قدرت زیادی برای تفسیر تصمیمی منطقی به نام FIL را دارد که در اینجا به بررسی آن نخواهیم پرداخت اما به تنهایی یک استاندارد قدرتمند برای تصمیم گیری است.

استاندارد CMMN چیست؟

 

استاندارد CMMN چیست؟

CMMN که مخفف Case Management Model & Notation است استاندارد دیگری است که مکمل BPMN بوده و درباره ی مدیریت مورد است. در CMMN نیز ما نمادهای بصری و یک قالب فایل مانند داریم که بین ابزارها مبادله می شود. در اینجا هدف مدل سازی از پیش تعریف نشده است. نسخه ۱٫۰ CMMN و نسخه ی بتای ۱٫۱ CMMN در سایت OMG موجود است که به زودی تصویب خواهد شد.

در CMMN نیز مانند BPMN ما اشکال پایه ای داریم که با شناخت آنها می توانیم یک مدل را درک نماییم. نماد مرحله دراین استاندارد مستطیلی است که در آن یک چهارخانه وجود دارد. این نماد نشان دهنده ی وجود یک منبع خاص است. مانند BPMN در اینجا نیز یک سری وظیفه و یک سری نماد داریم. نمادی که یک کار اختیاری را نشان می دهد یک مربع خط چین است.این نماد به این معنا است که این کار تنها در شرایط خاصی انجام می شود و ضرورتی ندارد که حتما اجرا شود.
دو دایره درون هم به معنی یک پیشامد است. همچنین یک فایل داریم که آن را فایل اطلاعاتی یا فایل موارد می نامیم و پس از آن یک بیضی می بینیم که معرف یک مرحله ی برجسته (نقطه ی عطف) است. در CMMN ما دنباله ای از اتفاقاتی که افتاده است را داریم و به شرح وقایع می پردازیم که در واقع اساسا در CMMN به بیان نحوه ی واکنش به موضوعات می پردازیم و آن را یک پیشامد معنایی می نامیم.
در پایین تصویر نموداری را مشاهده می کنید که پیشامدی قطعی را نشان می دهد که بیان می کند اگر پیشامد اتفاق افتاد که آنرا با یک مربع خط چین و یک لوزی روی آن نمایش داده است، شما باید کاری را انجام دهید که در نمودار گفته شده است.CMMN بسیار قدرتمند است و به شما اجازه می دهد موقعیت های مختلف یک پیشامد را در آن تعریف کنید که می تواند دارای شرایط و پیشامدهای مختلف باشد یا نباشد. شما می توانید یک ECA یا CA و یا تنها یک Aداشته باشید که به این معناست که آن کار باید همواره انجام شود. شما یک ابزار قدرتمند دارید که با آن می توانید تعریف کنید که درهرموقعیت باید چه واکنشی نشان دهید.

در اینجا یک مدل CMMN را مشاهد می کنید که آن را مدل نقشه ی موردی می نامیم. در این مورد مدل بر اساس محتوا (زمینه) است. نماد فولدر مانند نشان می دهد زمانی که یک زمینه ی خاص دارم چگونه در موقعیت های مختلف آن زمینه باید واکنش نشان بدهم و کار چگونه پیش خواهد رفت.
اگر به گوشه ی سمت راست بروید یک پیشامد را مشاهده می کنید که پیشامدی کاربری است که در یک نقطه ی تیره به یک موقعیت متصل شده است. این نمودار به من نشان می دهد که هر زمان در این مورد این زمینه را انتخاب کرده باشیم اگر بتوانم به پیشامد کاربری برسیم به مورد نزدیک می شویم. (به هدف نزدیک می شویم.). در نتیجه دیگر نیازی نیست که این موقعیت را در هیچ زمان و مکانی پیش بینی کنیم زیرا این پیش بینی در هر زمانی اتفاق می افتد.
در زیر این قسمت شما موقعیتی دیگر یا یک مدل قدیمی را مشاهده می کنید که بیان می کند اگر به یک مرحله ی خاصی برسیم می توانیم از اطلاعات و داده های خاص این پوشه برای رسیدن به هدف استفاده کنیم. در سمت چپ شما چیزی مشاهده می کنید که بیان می کند که اگر در یک زمان خاص به موقعیتی برسیم باید کاری را انجام دهیم که یک واکنش کاربری است و علامت تعجب در آن به این معنی است که انجام این عمل مورد نیاز است و در انتها یک مربع خط چین می بینید که نشان دهنده ی موقعیتی انتخابی و اختیاری است. این بدان معناست که در حالی که باید کاری اجباری و یا مورد نیاز انجام شود یک وظیفه ی دیگر وجود دارد که گزینه ی انتخابی یا کاربری و یا یک وظیفه ی فرآیندی است. در قسمت پایین شما یک فعالیت دیگر را می بینید که با چیزی در ارتباط نیست و نشان می دهد که در زمینه ی این مورد خاص در زمان مشخص می توان آن را انجام داد. در سمت راست یک وظیفه وجود دارد که نشان دهنده ی یک تصمیم گیری است و به طور مختصر بیان می کند که چگونه در برابر پیشامدهای کاربری یا اطلاعات جدید که حاصل تحقیقات جدید است واکنش نشان دهید. مشاهده می کنید که این ابزار قدرتمند به شما اجازه می دهد که توضیحاتتان بسیار مختصر باشد.

استاندارد های BPM

استاندارد (Standard) در لغت به معنای معیار متعارف و مرسومی است که مورد پذیرش همگان قرار دارد.

به صورت کلی استاندارد را مترادف نظم، قانون و قاعده می دانند.

بنا به گفته ویکی پدیا، سازمان بین المللی استاندارد، آن را اینگونه تعریف کرده است: استاندارد مدرکی است دربرگیرنده قواعد، راهنمایی ها یا ویژگی هایی برای فعالیت ها یا نتایج آنها... با هدف دست یابی به میزان مطلوب از نظم در یک زمینه خاص.

در مورد BPM هم ما با چند استاندارد شناخته شده روبرو هستیم که ذیلاً برخی از آنها را شرح می دهیم:

 

1. استاندارد BPMN

این استاندارد توسط سازمان مدیریت فرآیند کسب و کار (Business Process Management Initiative) موسوم به BPMI در سال 2004 ارائه شد.

 

این استاندارد در سال 2006 عضو رسمی کنسرسیوم OMG یا Open Management Group شد و به عنوان یکی از استانداردهای بین المللی و مورد تایید این سازمان قرار گرفت.

BPMN را اصلی ترین ابزار و استانداردی می دانند که در فناوری BPM در اختیار کاربران گذاشته می شود.

پس از انتشار نسخه اولیه و غیررسمی BPMN2 در ابتدای سال 2011، این استاندارد تاکنون دو بار مورد بازنگری قرار گرفته و جهت کسب نظرات دیگران، به اشتراک گذاشته شده است. 

تعریف BPMN :

سیستمی دارای BPMN است که شامل موارد زیر باشد

امکان مدل سازی پیچیدگی های واقعی محیط کسب و کار : در BPMN می توانید انواع حالت های مدیریت خطا، رویدادهای پیچیده و ارسال و دریافت پیام از فرآیندها و سیستم های دیگه رو مدل کنید
امکان مدل سازی تعامل بین فرآیندها و سیستم های مختلف
در BPMN امکان مدل سازی تعامل سرویس ها با یکدیگر وجود دارد
مدل های معتبر BPMN به فرمت های استاندارد XML تبدیل میشوند و در نتیجه توسط نرم افزارهای دیگر قابل شناسایی و تبدیل شدن به زبان نرم افزاری هستند.
در حال حاضر استاندارد مورد قبول شرکت های نرم افزاری، تحلیلگران و سازمان ها در جهان BPMN است و دیگر روش های مدل سازی فرآیندها جایگزین شده اند
اکثر نرم افزارهای مدل سازی و تحلیلی اکنون از نسخه 1 یا BPMN 2 این استاندارد پشتیبانی می کنند.

استاندارد BPMN2 شامل چه فاکتور هایی میشود ؟ (در فایل زیر مشاهده کنید)

BPMN2_0_Poster_EN.pdf (176.46 kb)

 

2. استاندارد XPDL

این استاندارد به عنوان مبادله تعاریف فرایندها بین موتورهای گردش کار مختلف، تعریف شده است.

 

XPDL توسط کنسرسیوم مدیریت گردش کار Workflow Management Coalition موسوم به WFMC تعریف شده است.

WFMC یک سازمان علمی تحقیقاتی متشکل از تولیدکنندگان، کاربران، تحلیلگران و گروه های دانشگاهی – تحقیقاتی گردش کار (Workflow) می باشد که در اوت سال 1993 پایه گذاری شده است.

ماموریت این سازمان، ترویج و توسعه استفاده از گردش کار می باشد.

بدین منظور این سازمان سعی می کند از طریق ایجاد استانداردهایی برای یکسان سازی واژگان و اصطلاحات نرم افزاری، تعامل و همکاری Workflowهای متفاوت با یکدیگر را تسهیل و تسریع نماید.

اولین نسخه این استاندارد تحت عنوان XPDL1.0 در سال 2002 و آخرین نسخه آن نیز با عنوان XPDL 2.1 در آوریل سال 2008 ارائه شد.

XPDL 2.1 از استاندارد BPMN هم پشتیبانی می کند.

تقریباً همه ابزارهای مدلسازی فرآیند استاندارد XPDL را به رسمیت شناخته اند و می توانند مدل های فرایندی را تحت این استاندارد، با دیگر ابزارها مبادله کنند.

اساساً XPDL زبانی است که بر مبنای استاندارد XML برای توصیف طراحی مدل های فرایندی ایجاد شده است.

توضیحات بیشتر راجع به XPDL

 

3. زبان اجرایی فرایند کسب و کار BPEL

BPEL سرواژه Business Process Execution Language است به معنای زبان اجرای فرایند کسب و کار.

BPEL، یک زبان مبتنی بر XML است که برای مقاصد زیر به کار برده می شود:
حفظ ترتیب فعالیت (activities) های موجود در فرایند
ارتباط بین نمونه های فرایند و پیام ها
بازیابی شرایط خطا و استثنائات
روابط مبتنی بر وب سرویس بین نقش های فرآیند

این استاندارد زبانی برای توصیف فرایندهاست.

 

توصیفات نوشته شده با BPEL ترتیب اجرای یک فرایند را مشخص می کند که توسط موتورهای گردش کار قابل اجرا هستند.

این استاندارد در اصل توسط شرکت های مایکروسافت و آی بی ام برای توصیف نحوه تعامل برنامه های مختلف در یک سلسله فرایندی طراحی شده است اما در حال حاضر تقریباً همه شرکت های ارائه دهنده BPMS از آن پشتیبانی می کنند.

نسخه جدیدتری از این زبان برای کار با سرویس های وب طراحی شده است که تحت عنوان BPEL4WS شناخته می شود (سرواژه Process Execution Language for Web Services)

توضیحات بیشتر راجع به BPEL

 

4. Wf – XML

Wf - XML استانداردی است برای یکپارچه سازی و اتصال گردش های کاری با هم، که توسط کنسرسیوم WFMC توسعه یافته است.

 اطلاعات بیشتر راجع به Wf-XML2.0